حمد الله مستوفي قزويني
407
تاريخ گزيده
ازو بازگشت . سلطان غور ، شكسته بسته خود را بغزنين كشيد . غلامش يلدوز [ 1 ] او را در غزنين راه نداد و [ ازو رزم خواه ] [ 2 ] شد . سلطان غور را مجال انتقام و [ مقاومت ] [ 3 ] نبود راه مولتان گرفت . سپاهش يگان دوگان به دو [ پيوستند ] . [ 4 ] يك هزارى [ 5 ] با او جمع شدند . غلامش آيبك پادشاه مولتان بود . زيادت التفاتى بسلطان نكرد . سلطان با او جنگ كرد و او را بگرفت و بكشت . لشكرى نيك برو جمع شد . عزم غزنين كرد . مشايخ و اكابر غزنين شفيع شدند تا خون يلدوز را ببخشيد . درين حالت خوارزمشاه پيغامى از سر قدرت بسلطان غور فرستاد و صلح طلبيد . هر چند آن صلح بر سلطان غور از هزار جنگ سختتر [ 6 ] بود ، اما چون خوارزمشاه محق بود ، جواب نداشت . صلح كردند بر آنكه بلخ و هرى غوريان را بود و مرو و نشابور خوارزمشاه را . سلطان غور در سنهء اثنى و ستمائة بغزاى هندوستان رفت و بسيار مواضع مسخر گردانيد . پس بانتقام خان سمرقند عازم شد . در راه فدائيان هندوان كوكرى ، در حالت نماز كردن او را شهيد كردند . چهل سال امارت و چهار سال سلطنت كرده بود . [ 7 ] محمود ابن محمد بن سام بن حسين ، بعد از عمش جمعى امرا ميل او داشتند و بعضى ميل بخواهرزادهء سلطان شهاب الدين ، بهاء الدين سام بن محمد بن مسعود بن حسين مىكردند و طرف بهاء الدين سام غالب بود و شوكت و سلطنت او بيشتر . اما تقدير ازلى موافق تدبير و شوكت نبود . بهاء الدين سام بوقت رفتن بغزنين در گذشت . كار سلطنت بر محمود قرار گرفت و او پسران بهاء الدين ، علاء الدين و جلال الدين را كشور باميان داد . چون سلطان محمود مرد كار نبود ، غلامان پدر و عمش هر يك بر ولايتى مستولى شدند و قطب الدين آيبك بر هند مستولى شد و دهلى دار الملك ساخت و
--> [ 1 ] - نسخ : ايلدگز - رك طبقات ناصرى [ 2 ] - ق : رزمجوى [ 3 ] - ق : توقف [ 4 ] - ف ، ب : مىپيوستند [ 5 ] - ف ، ب : هزار سوار - ر : هزارى [ 6 ] - ر : بتر [ 7 ] - مدت سلطنت او مستقلا از جمادى الاولى 599 تا سوم شعبان 602 بود يعنى كمى بيش از سه سال .